امشب به عشاق حسین زهرا دهد مزد عزا
یک عده را درمان دهد،یک عده بخشش در جزا
یک عده را مشهد برد یک عده را دیدار حج
باشد که مزد ما شودتعجیل در امر فرج
فرارسیدن ماه ربیع بر حجت حق امام و سرور شیعیان و منتظران حضرتش مبارک باد
با فرارسیدن ماه شوال و نزدیکی به ایام شهادت امام صادق علیه السلام از شما بازدیدکنندگان عزیز دعوت
به عمل می آید تا در فراخوان نامه ای از حبیب به غریب که موضوع آن شهادت امام صادق
علیه السلام با نگرش شباهت غربت امام صادق و حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است شرکت
نمائید.
زیباترین دل نوشته ها در صفحه اصلی وبلاگ برای عموم به نمایش درمی آید.
...
خاموش مي شوم
دم نمي زنم
به خود رجوع مي کنم
به درونم
به "خود ِ بودن"ام
به "خود ِ نبودن"ام
و ...
يکباره از نو
از ابتدا
از آغاز
از افطار
قرابت غريبي است ميان فطر و فطرت
عيد رمضان فطر ناميده شد
از آن رو که يک آغاز است
از آن رو که يک رجوع است
يک بازگشت است
و يک يافتن
يافتن خود
خود ِ بودن
خود ِ نبودن
رياضتي سي روزه براي يافتن حقيقتي که در فطر متجلي است
"بازگشت به فطرت"
فطرتي که غباري يازده ماهه دارد
يافتن و مشاهده اي از وراي حجاب غفلت و غفلت و غفلت
مشاهده ي خود
خود ِ نبودن
و خود ِ عطشناک
و فطر عيد خوانده شد تا اين بازگشت را به شعف نشيند
بازگشت به خود ِ نبودنمان
و پس از اين رجوع مشاهده ي خود ِبودنمان
يافتن بودنمان به بودنش
هستي مان به هستي اش
وجودمان به وجودش
به فطرت باز گشته ايم و يافتيم که هستيم چون او هست
که اگر نبود..."لساخت الارض باهلها"ء
و اگر بودنش را به چشم دل نمي بينيم آيا واقعا باز گشته ايم؟
آيا در شعف رجوعمان به فطر پس از خود ِ نبودنمان ، خود ِ بودنمان را که بسته به بودن اوست يافته ايم؟
آيا اگر به خودمان بازگشته ايم به او هم بازگشته ايم؟
آيا وقتي بسويش بازنگشته ايم به خود بازگشتي داشته ايم؟يا توهم بازگشت داريم؟
آيا بي يافتن حضورش، حقيقت خودمان را يافته ايم؟
...
چه قرابت غريبي است ميان فطر و فطرت
بوی جدایی از پاکی و طهارت
نم نم صدای قدمهای ماه جدید به گوش میرسد.رمضان ماه رحمت میرود و شوال ماه مهنت می آید.
تا به کی ماهها در پی یکدیگر بگذرد و ماه فاطمه طلوع نکند.تا به کی روزها سپری شود و اشک و خون صبح و شام روی ماه یوسف زهرا را خزاب کند...خدا می داند و بس.
ای شیعه دل شکسته بیا در این روزهای پایانی ماه رمضان و ابتدایی ماه شوال دعا کنیم و یکدیگر را توصیه به دعا نمائیم.شاید با دستان خسته خویش،دستان بی رمق مولا را یاری کنیم و با اشک چشممان صورت خزابش را شستشو دهیم که والله اگر همانند قوم حضرت موسی علیه السلام در شبهای قدر درخواست می کردیم و اشک می ریختیم فرج حاصل می شد و این شب مهنت به پایان می رسید.
بگذارید غم دل را در همین جا به پایان رسانم که اگر بگویم از غربت مهدی فاطمه دوات دریاها خشک شده و صفحه آسمانها به پایان می رسد.
حرفهای خود را با چند بیت شعر و دعای بر فرج به پایان میرسانم :
دلم گرفته از این روزهای تکراری به جای جای دلم پر کشیده بیماری
تمام درد من این است دورم از یارم تمام رنج من این است نیست غمخواری
سرور قلب من و روشنای چشمانم تویی که در نفست بوی ارغوان داری
اللهم عجل لولیک الفرج
بسم الله الرحمن الرحیم
و بذکر ولیه صاحب العصر و الزمان روحی و ارواح العالمین لتراب مقد مه الفدا
قلم در دست و اشک بر دیدگان می نویسم،از آن عزیز و صاحب و مولای خویش. از آن میهمان حقیقی ماه پربرکت رمضان.از ان یار سفر کرده ای که اگر در لحظه لحظه این ماه بر سر سفره کرم و ضیافت الهی بودیم و ثواب عظیمی در قبال عمل قلیل به ما عطا می شد طفیلی همان مهمان عزیز خداوند بود. اما چه حیف این ماه با غم و شادیهای خود گذشت ولی خدا از غیبت او مگذشت. روز عید شد ولی روز غم واندوه مجدد امام غریبمان گردید. چون به فرموده امام علیه السلام هر عیدی که می گذرد غم و اندوه ما بیشتر می شود چون حق خود را در دست دیگری می بینیم. این از غمهایی که به خاطر امت اسلام حضرت تحمل می نمایند.به خاطر عدم اجازه یاری شیعیانشان.اما اندوه عظیم در اعیاد فرمایش امام سجاد علیه السلام است که در روز غدیر به یکی از شیعیان فرمودند که بنی امیه برای ما اهل بیت عید نگذاشته.اندوه و غم باید تمامی عالم را فرا گیرد آن هم فقط به مصیبت کربلا که با قلب نازنین مولا که چه ها نمی کند.اشک صبح وشام بر سبط پیامبر اکرم صل الله علیه و آله وسلم،هم او که ازعرش دوش نبی به خاک کربلا کشانده شد.هم اوکه شهادت عزیزان به چشم دید اما از بی یاوری و تنهایی ندای هل من ناصر ینصرنی سر داد.اما با آن سرور شهیدان عالم سخنی دارم که یا اباعبدالله شما غم فراق علی اکبر را یک بار مشاهده نمودید.غم به خون غلتیدن علی اصغر را بر فراز دستان خویش آنی دیدید.به زمین خوردن سقای بی دست از فراز اسب را ندیدید و فقط پیکر به خون غلطان او را ساعاتی تماشا کردید.شهادت خویش را به عنوان شاهد و ناظر ندیدید.اما دل شکسته عالم در این ایام صبح و شام می بیند به خون غلتیدن علی اکبر و علی اصغر را.اوست که هر روز به زمین خوردن عموی بی قرینه خویش را می بیندو صدای العطش کودکان را می شنود.هم اوست که همانند عمه سادات بالای گودال نظاره گر است.ولی آقای من شما دلخوش بودید به عباس به علی اکبر به زینب اما آقای غریب امام زمان چه؟ کیست علی اکبر او؟کیست عباس او؟کجاست مونس او حضرت زینب؟بی پدر و مادر به دور از خانواده با فاصله ای 1175 ساله.
یا اباعبدالله شما از سر اضطرار ندای هل من ناصر رو به کافران سر دادید و پسرتان نیزبه شدت مضطر است وندا سر داده دست به سوی قوم ظالم نسبت به امام دراز کرده چون ما انسانها در پذیرش امر امامت ظلوما جهولا هستیم.
بگذریم،باز امسال نماز عید، مستحبی و به جماعت امامی غیر یوسف زهرا برگزار گردید.باز دقایق به ساعتها وساعتها به روز وروزها به ماه و سال وقرن مبدل شد.غفلتها به فراموشی و فراموشی به خواب تبدیل گشت.مردم شاد و او غمناک است،همگی تلاش دیدوباز دید دارند ولی شوق و همت دیدار یار ندارند.آه حسرت از تنهایی و طرد یگانه سید و مولای عصر،و باز هم روزی به ظاهر نو اما در واقع کهنه به غیبت و غیبت و غیبت تا روزی که خدا به ظهور تازه اش گرداند………

